داستان پسر چاق و زشت (اما خاص ) 1111
خالق زشتی ها که یه روزی زیبا بودن
به نام خالق زیبای ها که یه روزی زشت شدن
دوست عزیزم اقا امیر تو نظرتون بهم گفتید که داستان رو ادامه بدم پس بخاطر شما و چند تا از دوستان ادامه داستان رو می نویسم
بی مقدمه میرم سر مقدمه اصلی به ادما احترام بزارید شاید پشت اون هیکل بزرگ یه دل کوچیک و ناز باشه که با یه تکون بشکنه شاید اون پسر یا دختر جلو شما خودشو بزنه به بی محلی و بره خونشون اون کسی رو که مسخرش کرده نفرین کنه شایدم پاشه یه چیزی بگه که حالتون گرفته شه در هر دو صورت شما اتیش می گیرید سرتون رو درد نمیارم
داستان در مورد همون حسین خودمنه که فکر کنم بعضی ها میشناسنش
All YOU think is here